اعاده دادرسی دیوان عدالت اداری
این مطلب توسط اینجانب محمدرضا کریمی وکیل متخصص دیوان عدالت اداری تهیه و تنظیم شده است.
پیش از طرح موضوع لازم است بدانیم که اعاده دادرسی دیوان عدالت اداری چیست؟ و مربوط به کدام مراجع است؟ و تحت چه شرایطی میتوان از آن استفاده کرد؟ و چه کسانی میتوانند آن را درخواست نمایند؟
۱-اعاده در معنی لغوی از عود یعنی بازگشت آمده یعنی بازگرداندن چیزی به حالت اول اما در معنای حقوقی اعادهدادرسی یک روش استثنائی اعتراض به آراء محاکم است که به موجب آن، پرونده ای که با رای قطعی یا قطعیت یافته مختومه شدهاست، مجدداْ مفتوح و مورد رسیدگی قرار میگیرد.
با مداقه در قوانین و مقررات متعدد هم در ماده ۴۲۶ قانون آئین دادرسی مدنی و هم در ۴۷۴ آئین دادرسی کیفری و همچنین در ۹۸ قانون دیوان عدالت اداری، اعاده دادرسی به وضوح آمده است.
۲-اعاده دادرسی مربوط به مراجع قضائی است یعنی محاکم حقوقی،کیفری و دیوان عدالت اداری، بنابراین اعاده دادرسی همانگونه که از منطوق آن پیداست مربوط به مراجعی است که دادرسی مینمایند حال سوال پیش میآید که آیا مراجع شبه قضائی مانند کمیسیون ماده ۱۰۰ و هیاتهای رسیدگی به تخلفات اداری،گزینش و همچنین هیاتهای حل اختلاف اداره کار و تامین اجتماعی و امثالهم نیز در زمره مراجعی که دادرسی انجام میدهند میباشد یا خیر؟
در مورد مراجع اختصاصی اداری همانند مراجع یاد شده قانونگذار در هیچ یک از قوانین مرتبط با آنها و با وصف عضویت قاضی دادگستری در برخی از این هیاتها و کمیسیون ها،شان و جایگاه قضائی تعیین ننموده است. بنابراین با توجه اینکه در قوانین شهرداری یا حتی قوانین مربوط به گزینش یا تخلفات اداری کارکنان دولت هیچ کدام موارد اعاده دادرسی آورده نشده زیرا که این مراجع به معنای اخص مرجع قضائی محسوب نمیگردند بلکه مراجع شبه قضائی میباشند که به تجویز قانون در موضوعات محدود و محصور رای صادر نموده و اتخاذ تصمیم مینمایند.
اکنون سوال این است که در فرضی که در قوانین مربوط به رسیدگی این گونه مراجع مواردی همچون اعاده دادرسی ، اعتراض ثالث و امثالهم نیامده آیا بایستی در این گونه موارد به قوانین عام دادرسی همانند آئین دادرسی کیفری یا مدنی استناد و اتخاذ تصمیم نمود؟
به ترتیب پاسخ خیر است و البته با مراجعه به رویه قضایی نیز ملاحظه می گردد که تنها موارد خاص و محدودی همانند بحث مواعد قانونی و مهلت اعتراض به آراء مراجع شبه قضایی، چنانچه در قوانین مرتبط با این کمیسیون و هیاتها تعیین تکلیف نشده باشد به قوانین عام آیین دادرسی مدنی یا کیفری مراجعه خواهد شد. بنابراین به نظر نمیرسد در قوانین خاصی مربوط به رسیدگی مراجع اختصاصی (شبه قضائی) بحث اعاده دادرسی تجویز شده باشد یا لااقل با شرایط و مقررات مشخصی که در قانون آیین دادرسی مدنی و دیوان عدالت اداری آمده اعاده دادرسی تجویز شده باشد اما تلویحاً ممکن است قانونگذار یا رویه قضایی اجازه رسیدگی مجدد را به مراجع شبه قضایی یا اداری بدون استفاده از عنوان اعاده دادرسی داده باشد
به طور مثال چنانچه در موضوع تخلفات اداری کارمندان دولت، کارمندی به اتهام اعتیاد محکوم به اخراج از سازمان متبوع خویش گردد بر اساس دستورالعمل مرتبط با آیین نامه رسیدگی به تخلفات اداری هیات رسیدگی به تخلف اداری میتواند شش ماه پس از صدور رای به اخراج کارمند به اتهام اعتیاد و بنا به درخواست کارمند محکوم و در فرض ترک اعتیاد به درخواست وی جهت بازگشت به کار مجدداً رسیدگی نماید.

و یا در موضوع سخت و زیان آور بودن شغل نیز به همین صورت چنانچه کارگری شغل وی در کمیتههای بدوی و تجدید نظر استانی سخت و زیان آور تشخیص نشده میتواند درخواست مجدد نموده تا با شرایط جدید چنانچه امکان اتخاذ تصمیم مجدد در مورد شرایط وی بوده مجدداً رسیدگی گردد البته هیچ کدام از اینها به معنای واقعی و مصطلح اعاده دادرسی آنچه که مطمح نظر قانونگذار در قوانین آیین دادرسی آمده نمیباشد اما به هر حال شمهای از آن را میتوان در این گونه موارد یافت.
۳-بی گمان موارد اعاده دادرسی دیوان عدالت اداری در قوانین کیفری و حقوقی یا اداری در ماهیت امر شبیه به همتند اما در مصادیق با یکدیگر کاملاً متفاوتند.
مواردی که اعاده دادرسی در قوانین مختلف تجویز شده چیست (جهات اعاده دارسی)و وجوه افتراق و اشتراک با اعاده دادرسی دیوان عدالت اداری کادمند؟
در ماده ۴۲۶ قانون آیین دادرسی مدنی آمده که :
نسبت به احکامی که قطعیت یافته ممکن است به جهات ذیل درخواست اعاده
دادرسی دیوان عدالت اداری شود:
۱ – موضوع حکم، مورد ادعای خواهان نبوده باشد.
۲ – حکم بهمیزان بیشتر از خواسته صادر شده باشد.
۳ – وجود تضاد در مفاد یک حکم که ناشی از استناد به اصول یا به مواد متضاد باشد.
۴ – حکم صادره با حکم دیگری درخصوص همان دعوا و اصحاب آن، که قبلا” توسط همان دادگاه صادر شده است متضاد باشد بدون آنکه سببقانونی موجب این مغایرت باشد.
۵ – طرف مقابل درخواستکننده اعاده دادرسی حیله و تقلبی بهکار برده که در حکم دادگاه مؤثر بوده است.
۶ – حکم دادگاه مستند به اسنادی بوده که پس از صدور حکم، جعلی بودن آنها ثابت شده باشد.
۷ – پس از صدور حکم، اسناد و مدارکی بهدست آید که دلیل حقانیت درخواستکننده
اعاده دادرسی باشد و ثابت شود اسناد و مدارک یادشده درجریان دادرسی مکتوم بوده و دراختیار متقاضی نبوده است.
اما در قانون دیوان عدالت اداری در باب اعاده دادرسی نیز آمده است که:
ماده ۹۸- در مورد احکام قطعی به جهات ذیل میتوان دادخواست اعاده دادرسی تقدیم نمود:
الف- حکم، خارج از موضوع شکایت صادر شده باشد.
ب- حکم به میزان بیشتر از خواسته صادر شده باشد.
پ- در مفاد حکم، تضاد وجود داشته باشد.
ت- حکم صادر شده با حکم دیگری درخصوص همان دعوی و اصحاب آن، که قبلاً توسط همان شعبه یا شعبه دیگر صادر شده است متعارض بوده بدون آن که سبب قانونی موجب این تعارض باشد.
ث- حکم، مستند به اسنادی باشد که پس از صدور، جعلی بودن و یا عدم اعتبار آنها به موجب حکم مراجع صالح قانونی ثابت شده باشد.
ج- پس از صدور حکم، اسناد و دلایلی به دست آید که دلیل حقانیت درخواست کننده اعاده دادرسی باشد و ثابت شود اسناد و دلایل یادشده در جریان دادرسی در اختیار وی نبوده است.
وجوه اشتراک اعاده دادرسی دیوان عدالت اداری:
الف-در هر دو مورد بایستی احکامی که مورد اعاده دادرسی واقع میشود قطعیت یافته باشند.
بنابراین چنانچه این احکام در جریان دادرسی عادی تحت رسیدگی بوده امکان درخواست اعاده دارسی برای آن وجود ندارد.
ب-در هر دو قانون نسبت به امکان اعاده دادرسی نسبت به احکام قطعی نام برده و در مورد قرارهایی که شعب صادر میکنند امکان اعاده دادرسی وجود ندارد مثل قرار رد شکایت، قرار رد دادخواست یا قرار ابطال دادخواست.
ج-در هر دو اعاده دادرسی تنها اشخاصی که در دعوای اصلی به عنوان خواهان یا خوانده دعوا بودند میتوانند تقاضای اعاده دادرسی نمایند.
ماده ۱۰۶ قانون آ.د.م: در اعاده دادرسی به هیچ عنوان شخص دیگری غیر از طرفین دعوی، وکیل یا قائم مقام و یا نماینده قانونی آنان، نمی تواند وارد دعوی شود.
د-در هر دو نوع اعاده دادرسی حقوقی یا اداری متقاضی اعاده دادرسی بایستی علت و جهت درخواست خود را بر اساس بندهای موجود در قانون معلوم و مشخص نمایند.
ه-در هر دو صورت چه حقوقی و چه اداری در صورت موافقت با اعاده دادرسی عملیات اجرائی رای متوقف خواهد شد.
و–برابر ماده ۱۰۲ قانون دیوان عدالت اداری مرجع رسیدگی به درخواست اعاده دادرسی شعبهای است که رای قطعی صادر نموده است.
ماده ۱۰۲- رسیدگی به دادخواست اعاده دادرسی در صلاحیت شعبه صادرکننده حکم قطعی است. شعبه مذکور در ابتداء در مورد قبول یا رد این دادخواست قرار لازم را صادر مینماید و در صورت قبول دادخواست مبادرت به رسیدگی ماهوی میکند.

وجوه افتراق
۱-دربند ۵ ماده ۴۲۶ آیین دادرسی مدنی آمده که اگر طرف مقابل درخواست کننده اعاده دادرسی حیله و تقلبی به کار برده باشد و در نتیجه در حکم دادگاه موثر باشد در آئین دادرسی دادرسی مدنی این بند به این علت آمده که خوانده دعاوی حقوقی معمولاً اشخاص حقیقی یا حقوق خصوصی و غیر از دولتی میباشند بنابراین قانونگذار در این موضوع حیله و تقلب این اشخاص را در صدور حکم به نفع خود متصور دانسته است اما در خصوص اعاده دادرسی در دیوان عدالت اداری این بند از موارد و مصادیق اعاده دادرسی نیامده و از نظر قانونگذار چون طرف دعاوی دیوان عدالت اداری معمولاً سازمانهای دولتی و عمومی غیر دولتی یا نهادهای انقلابی است بنابراین این مراجع حیله یا تقلبی به کار نمیبرند تا موثر در حکم دادگاه باشد زیرا به نظر قانونگذار سازمانهای دولتی نفع مستقیمی در صدور حکم به نفع خویش نداشته تا انگیزه حیله یا تقلب در اخذ رای را داشته باشند باقی مصادیق اعاده دادرسی در هر دو موضوع با تفاوت کلمات عیناً یکی هستند.
۲-در اعاده دادرسی حقوقی احکام غیابی نیز وجود دارد و موارد مربوط با اعاده دادرسی احکام حقوقی غیابی تعیین و مشخص شده اما دعاوی مربوط به دیوان عدالت اداری تماماً حضوری است و حکم غیابی در مورد آن مصداق ندارد.
۳-در قانون دیوان عدالت اداری تنها به یک مورد مدل اعاده دادرسی اشاره شد و آن هم اعاده دادرسی اصلی است در حالی که در محاکم حقوقی علاوه بر اصلی به اعاده دادرسی طاری نیز اشاره شده است.
مهلت درخواست اعاده دادرسی دیوان عدالت اداری
ماده ۹۹- مهلت تقدیم دادخواست اعاده دادرسی به شرح زیر است:
۱- در مورد بندهای «الف» تا «پ» ماده (۹۸) این قانون، بیست روز از تاریخ ابلاغ رأی شعبه.
۲- در خصوص بندهای «ت» تا «ج» ماده (۹۸) این قانون، بیست روز از زمان حصول سبب اعاده دادرسی
جمعبندی
به نظر میرسد اعاده دادرسی در دیوان عدالت اداری شباهت بسیاری با اعاده دادرسی در محاکم حقوقی دارد اما آنچه که نتیجه اعاده دادرسی در دیوان عدالت اداری را تقویت میکند وجود اسناد و مدارکی است که بعضاً نزد سازمانهای دولتی بوده و خواهان دعوا در حین رسیدگی از دسترسی به آن محروم است و میتواند در فرض دسترسی به آن مجدداً از طریق اعاده دادرسی طرح دعوا کند به معنای دیگر از مهمترین موارد قابل طرح به عنوان اعاده دادرسی در دیوان عدالت بند (ج) ماده ۹۸ است یعنی اسناد مکتومی که در دسترس شاکی یا خواهان دعوا نبوده و سپس بعد از قطعیت رای آن رابه دست آورده بنابراین در این گونه موارد مهمترین مصداق اعاده دادرسی همین بند است و رویه هم حکایت از اعمال اعاده دادرسی در مورد این بند از ماده ۹۸ قانون دیوان عدالت اداری توسط بسیاری از شکات دارد.
پیشنهاد
مناسب است قبل از طرح دعوی اعاده دادرسی دیوان عدالت اداری با وکیل متخصص دیوان عدالت اداری مشورت نموده و عندالزوم طرح دعوی از طریق وکیل متخصص دیوان عدالت اداری مطرح شود تا شانس بیشتری جهت موفقیت در این موضوع را به دست آورید.
